![]() |
![]() |
|
| رباعی های حمیدرضا امینی |
|
درمان و علاج من خيالي واهي ست خوش بيني تان از سَر ناآگاهي ست "بدبختی و زجر و امتحان "، مُهري بر- پيشاني موش آزِمايشگاهي ست
البته میگن خدا اونایی رو که بیشتر دوست داره بیشتر سختی میده. با صبر همه چیز درست میشه ان شاالله ممنونم از نظرات خوبتون
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:23 توسط حمیدرضا امینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من حمیدرضا امینی ام متولد شهر شیراز سال 1362 .در ضمن من مهندس مکانیکم (بلا نسبت)
سابقه شعر گفتن من برمیگرده به فروردین ماه سال 1385 یعنی درست وسط پروژه پایان نامم! نمی دونم بعد از 23 سال که چندان علاقه ای به شعر نداشتم و فقط کتاب ادبیات مدرسه و چند تا غزل حافظ خونده بودم، یه دفعه چه هورمونی توی من ترشح شد که منو به سمت شعر گفتن کشوند! دو سه ماهه اول خیلی شور و حال داشتم و تمام قالبهای شعری رو توی شعرام پیاده کردم (غزل، مثنوی، سپید، نو، طرح و....) اما خیلی زود از همه قالبها بدم اومد و شعر گفتن رو بعد از سه ماه ول کردم. شش ماه بعدش یعنی دی ماه 85 اتفاقی چند تا رباعی خوندم و به این قالب به شدت علاقمند شدم. شبی که اولین رباعیمو گفتم وبلاگمو راه انداختم و از اون شب تا زمانی که زنده هستم سعی می کنم هر شب یه رباعی بگم و بذارم توی وبلاگم. باید دید چقدر دوام میارم. 1 ماه 2 ماه 1 سال یا ................ |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|